به من گفتند از اول ، روز آغاز

کبوتر با کبوتر باز با باز

عزیزم حرف مردم چرت ِ محض است !


خودم دیدم که یک شب مرغ با غاز . . .

موسوی موید

.......................................
یک عمر فقط روده درازی کردیم

ما بر سر هیچ و پوچ بازی کردیم


هر روز برای تکیه بر پست و مقام


لبخند زدیم و صحنه سازی کردیم

سید مهدی هاشمی نژاد(م.شوریده)
......................................

دل-بی تو- درون سینه ام می گندد


غم از همه سو راه مرا می بندد

امسال بهار بی تو یعنی پاییز

تقویم به گور پدرش می خندد !

جلیل صفربیگی
.........................................

یادت نرود به هم چه ها می گفتیم

از عشق و محبت از وفا می گفتیم

اما گذر زمان به ما ثابت کرد
یک عمر به هم پرت و پلا می گفتیم !

محمد کلهر
.............................
وقتی که غم عشق تو در پیش نبود

اینقدر دلم اسیر تشویش نبود

هر جور حساب می کنم می بینم
عاشق شدنم ، حماقتی بیش نبود

محمد کلهر
...............................

کمتر از سبز بگویید که زردید همه

کم بخندید که احیا گر دردید همه

وقتی از عشق چنین ساده سخن می گویید

پس بدانید که از مرحله پرتید همه
محمد کلهر
.........................................

آنقدر قشنگ دلنوازی کردی

تا قلب مرا به عشق راضی کردی

این قلب تمام ِ هستی ام بود ، بگو

با هستی من چه شد که بازی کردی ؟!

محمد کلهر
..........................................

بت ، میکده ، معشوق ، خدا ، زن ، ممنوع

با عشق ، به هر چه دل سپردن ممنوع

اینجا همه چیز شکل نوعی قفس است

حتی به خیال هم پریدن ممنوع

محمد کلهر
..........................................

وقتی که تمام شیرها پاکتی اند

وقتی همه ی پلنگ ها صورتی اند

وقتی که دوپینگ پهلوان می سازد

ایراد مگیر عشق ها ساعتی اند
محمد رضا راثی پور 
......................................
تو نیستی و هوای شهوت عالیست !

سهم دلمان کسالت و بی حالیست

بگذار که راحتت کنم آقا جان

این جمله دروغ است که جایت خالیست . . .
محمدعلی رحیمی
......................................

یک عمر تو زخم های ما را بستی

هر روز کشیدی به سر ِ ما دستی

شعبان که به نیمه می رسد آقا جان !

ما تازه به یادمان می آید هستی !
..........................................

این مُرده که صورتش کمی پف کرده

عشق است ، زمین خورده تصادف کرده !

تشییع جنازه اش فقط برف آمد

با برف ، خدا هم به جسد تُف کرده !
محمدصادق دهقانی

....................................

تو مي گفتي كه اين جام بلورين

دگر بايد به سنگ خاره بشكست

ولي من گفته بودم با دل خويش

هميشه راه حل بهتري هست
............................

چرا وقتی که وضع زندگی هموار می گردد

بشر تغییر ِ حالت می دهد خونخوار می گردد ؟!

به وقت عیش و عشرت می نوازد ساز بد مستی

به وقت تنگدستی مومن و دیندار می گردد !
.........................